خاندانش مروجان عمدهٴ تعليمات ربّ-يان در فرانسه بودند. با اين حال، تأثيرش به فرانسه محدود نشد.1 بلكه به زودي به آلمان، به اسپانيا و حتي به شرق رسيد؛ همچنين اين تأثير به همكيشانش منحصر نبود و به زودي در جهان مسيحي هم نمايان شد. او تحرير نهايي تلمود را فراهم كرد و شروحي بر آن و بر تورات نوشت، كه به خاطر وضوح، معلومات و رواجش اهميت دارد. اين شروح موضوع تعداد زيادي شروح مجدد بوده است. شروح رشي حاوي قريب 2000 واژهٴ فرانسوي است كه با حروف عبري نوشته شده.
حشاشين
فرقهٴ حشاشين شعبهٴ مهمي از اسماعيليه بود (نك نيمهٴ دوم سدهٴ نهم). نام آنان از نتايج بازي با كلمات است. درست است كه برخي اعضاي آن فرقه (فدائيان) بارها به كشتارهاي سياسي دست زدند،2 با اين حال، اين نام از واژهٴ عربي حَشيشيّون مشتق است، به معني مصرفكنندگان حشيش (فراوردهٴ مخدري كه از شاهدانه به دست ميآيد). حشاشين را ملاحده هم ميخواندند، و نام مذهبشان به ((دعوت جديد)) موسوم بود.
اين فرقه به وسيلهٴ حسن بن صباح از اهالي ري ايجاد يا مستحكم شد. حسن از حدود 1078 تا 1080 در قاهره مقيم شد و رسالههاي متعددي به فارسي در كلام نوشت. در 1090 - 1091 قلعهٴ مستحكم الموت را (در 6 فرسنگي شمال قزوين در جِبال) به تصرف آورد و بدين ترتيب موجوديت و رونق فرقهٴ خويش را تأمين كرد. در 1124 درگذشت. قلعههاي ديگري در ايران و شام به وسيلهٴ اسماعيليان تسخير و اشغال شد (1126 و بعد از آن). اختلال ناشي از جنگهاي صليبي به آنان امكان داد تا سلطهٴ خويش را به ميزان زيادي توسعه دهند.3 دولت آنان در 1256 به وسيلهٴ مغولان تحت رهبري هولاگو به سر آمد. با اين حال، بقاياي اين فرقه هنوز در شرق اسلامي پراكنده است. آنان، آقاخان را كه از اعقاب آخرين فرمانرواي الموت است، پيشواي خويش ميدانند.
بايد توجه داشت كه الموت مركز دانش بود و در آنجا برخي پژوهشهاي علمي صورت ميگرفت و كتابخانهٴ بزرگي به وجود آمده بود. گرچه، قسمت اعظم آن به وسيلهٴ مغولان نابود شد.